انجمن علمی-ادبی سیّدجلال آل احمد
مردی  که در میقات، خسی شد؛ و  در ادبیّات، کسی؛...  همو   که "جلال آل قلم" بود
پيوندهای روزانه

داستان و مبانی داستان‌نویسی

.

از ابتدای دهۀ 80 که تدریس داستان‌نویسی را شروع کردم، تجربه‌های زیادی از این کلاس‌ها گرفتم. کلاس‌هایی داشتم که سنّ هنرآموزانم بیشتر از خودم بوده و من برای «نقد» داستان‌ها و تکالیف آن‌ها، مانده بودم چه بگویم به آن بزرگان!

کلاسی هم داشتم که سطح تحصیلات هنرآموزانم آن‌قدر متنوّع و متفاوت بوده که دوباره از اون لحاظ مانده بودم چه بگویم!

مثلا دانش‌آموز کلاس دوّم راهنمایی در کنار دانشجوی سال سوّم دانشگاه، در یک کلاس با یک معلّم و یک مبحث!

در این کلاس‌ها جزوه‌هایی می‌گفتم و تکالیف و تمرین‌هایی ازشان می‌خواستم که البتّه بعدها خودشان ادامه دادند و امروز جزء نویسندگان مطرح هستند و هر از چندگاهی اثری و کتابی ازشان منتشر می‌شود... و چقدر خوشحالم از این موضوع.
.

از چند سال پیش تصمیم گرفتم این جزوه‌های کلاسی را تبدیل به یک کتاب کنم؛ و تازه فهمیدم چقدر سخت است کنار هم چیدن اصول متفاوت داستان‌نویسی و تلفیقِ مکاتب و ژانرهای ایرانی و غیرِ ایرانی با هم؛ به‌علاوه، آوردنِ شاهد مثال‌های دقیق برای هر عنصر، که ممکن بود هر کس آن‌ها را نپسندد!

تمام این احوالات در این چند سال، نتیجه‌اش شد این کتاب: «داستان و مبانی داستان‌نویسی» که امروز چاپ شد و مثل فرزند نورسیده‌ای به دستم رسید...

امیدوارم هم مفید باشد و هم ابزاری برای ساختن و خلّاقیّت فکرهای جدید برای افکار و عقاید متفاوت...

+ ممنونم از عزیرانی که کمک کردند: آقایان حسینی‌نسب، دشَن، زارع‌زاده و دکتر ملّاباقری که ایشان با آراستنِ محفلی برای عرضۀ آن، کار را تسریع بخشیدند.

سعید جرّاحی - 14 مرداد 1403

.

.


موضوعات مرتبط: مبانی داستان‌نویسی
برچسب‌ها: کتاب
[ یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۳ ] [ 23:30 ] [ انجمن جلال آل احمد ]

منتظر قدم نورسیده

هفتۀ بعد، منتظر قدمِ یک نورسیده هستم...

...


موضوعات مرتبط: مبانی داستان‌نویسی
برچسب‌ها: کتاب
[ پنجشنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۳ ] [ 19:41 ] [ انجمن جلال آل احمد ]

کلاس داستان‌نویسی

.

1- با دو تا از مراکز فرهنگی، تصمیم گرفتیم که یک دورۀ مقدّماتی و تکمیلی "آموزش داستان‌نویسی" برگزار کنیم.

حدود سه هفته پیاپی، در همۀ گروه‌های کلاسی برای دانش‌آموزان پسر، اعلام کردیم برای ثبت نام. در همین وبلاگ هم فراخوان دادیم.

به نظرتون چند نفر آمده باشند خوبه؟

جلسۀ اوّل را که رفتم، همگی کارآموزان دختر بودند! و فقط یک نفر آقا!

+ چرا آقایون این‌قدرررر بی‌خیال‌اند؟؟!

.

2- این چند روز، داشتم مراحل انتهایی کتاب جدیدم را آماده می‌کردم.

شبانه‌روز تایپ و ویرایش و بازنویسی و مأخذنویسی. باید برای امروز آماده می‌شد و می‌رفت برای چاپ.

صبح با آقای ناشر محترم تماس گرفتم که فایل کتاب آماده است؛ چه ساعتی بیام برای قرارداد؟

ناشر محترم فرمودند من الآن شهر مکّۀ هستم!!

.

.


موضوعات مرتبط: مبانی داستان‌نویسی
برچسب‌ها: کلاس درس و امتحان, کتاب
[ شنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۳ ] [ 17:46 ] [ انجمن جلال آل احمد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ، از  همه ی  دوست‌دارانِ اندیشه های ناب "جلال‌آل‌احمد" و  نیز  همه ی  آن‌هایی که معتقد به آزاداندیشیِ سالم و  منطقی هستند، دعوت به همکاری می‌کند؛

...نیز  از صاحب‌نظرانی که به "نقد" عالمانه اعتقاد دارند.

امـّا  چرا  از  هر دری، سخنـی؟!
باید بگویم که «جلال بزرگ» از هیچ چیز در اطرافش، غافل نبود؛ و  از هیچ نکته‌ای فروگذار نکرد؛
چون که او  «درد دین و جامعه» را  با هم داشت...

ما نیز  به تبعیـّت از آن «روشنفکر جهان‌دیده»، از همه چیز  سخن خواهیم گفت...





برچسب‌ ها
فتنه (364)
طنز (243)
خیانت (236)
کتاب (216)
زندگی (214)
خاطره (185)
سینما (184)
رسانه (158)
دروغ (133)
قطار (114)
عکس (105)
سوتی (85)
طلاق (45)
داعش (32)
یزد (26)
نفت (22)
فقر (19)
چین (12)
یمن (9)
قطر (1)
امکانات وب
روزنامه پیشخوان در وبلاگ روزنامه آمار خصوصی آمار

جاوا اسكریپت

قفل صفحه